هی!باز شروع شد همه یا وعده دروغ میدن.یا وعده ای میدن که نمیتونن عمل کنن.یا وعده ای میدن که فکر میکنن بتونن عمل کنن ولی وقتی اومدن سر کار میفهمن دنیا دست کیه!
امید واریم که با شرکت مردم در انتخابات این اتفاقات این بار نیفته!
راستی این هم آخرین دسته بندی ماشینهای ایران:
این وسط چند نکته مهم است که من فقط یکی از آنها رو میگم.آن هم اینکه با تحریم های گسترده ای که علیه ایران وضع شده به طوریکه دیگر شرکت نوکیا به ایران به طور مستقیم گوشی نمی فروشد بعید میرسد که قرار داد جدید برای مونتاژ ماشین هم با ما ببندند مگر اینکه برای خروج از تحریم ها ایران هم برای مذاکره جلو بیاد انشاالله که همینطوره ما که از اون پشت ها خبر نداریم.آروزوی ما هم پیشرفت ایران و اسلام است.البته بدون سیاست پر از دروغ بلکه با سیاست پیامبر و ائمه که بهترین سیاسته .
موفق باشید
برای مهندسین صنایع کار در محیط کارخانه از یک لحاظ به دو دسته تقسیم میشود :یکی اینکه به عنوان یک مهندس با حقوق ثابت و یا ساعتی در کارخانه و در یکی از بخشهای آن مشغول به کار شود مثلا در بخش برنامه ریزی تولید و نوع دوم آنکه به عنوان عضو گروهی مهندسی از یک شرکت مهندسی صنایع پروژه ای را در کارخانه ای بر عهده گرفته و آنرا اجرا کند.
هرکدام از این دو نوع کار مزایا و معایب خود را داراست اما مهمترین فاکتور برای انتخاب یکی از این دو شغل نوع روحیه افراد و سلیقه آنهاست .
به عنوان مثال در کار استخدامی شما از لحاظ حقوق دریافتی و دستمزد خیالی نسبتا آسوده دارید(البته در حالتی خارج از بحران)روال کاری نسبتا مشخصی خواهید داشت و فرصتی کافی برای آنکه به محیط کاری خودو همکاران و مشکلات کاری خود عادت کنید را خواهید داشت.اما روند پیشرفت سریعی نخواهید داشت .در طول کار خود روندی یکسان خواهید داشت و صرفا در دامنه کاری خود و نهایتا برخی از مسائل جاری در کارخانه غرق خواهید شد.
در نوع دوم کار تنوع کاری زیادی خواهید داشت.البته اگر در گروههایی فعالیت کنید که تمام کارهایی را که به نوعی در چارت مهندسی صنایع جای میگیرند را انجام میدهند(از شیر مرغ تا جون آدمیزاد)اگر سابقه موفقی داشته باشید به عنوان شرکت مشاوره شهرت خوب و در نتیجه نقدینگی خوبی نصیبتان خواهد شد البته بگذریم از اینکه بسیاری از گروههای تازه تاسیس با سطح پایین دستمزد سطح کاری مهندسی صنایع را به پایین کشانده و به اصطلاح بازاریها ؛بازار را خراب میکنند ولی در کل سابقه خوب خیلی از چیزها را در آینده تضمین میکند.پس تنوع کاری ؛رشد و پیشرفت مناسب و آشنایی با انواع صنایع و مسائل آنها از جمله مزیت های نوع دوم کار در محیط کارخانه برای مهندس صنایع میباشد.اما این نوع کار معایبی هم دارد از جمله اینکه ریسک بالایی هم دارد همانطور که گفته شد امروزه برخی از شرکتهای با سابقه نیز با مشکل روبرو شده اند و دیگر با پروژه های گذشته روبرو نیستند.البته همانطور که میدانید منظور از ریسک فرصتها و تهدیدهاست به این معنی که ممکن است در ازای یک پروژه برنامه ریزی تولید 15000000 عایدی داشته باشید ولی ممکن است که به مدت دو ماه هیچ پروژه ای را بر عهده نگیرید که این برای برخی که دستشان در هیچ جای دیگر بند نیست یعنی فاجعه!!
پایان قسمت اول
عزیزان ما را از نظرتان محروم نکنید والله ما هم نیاز مندیم فقط برای سرگرمی که این وبلاگ رو نمی نویسیم شما حتما میتونید دیگران رو راهنمایی کنید چرا که نه!پس بسم الله!!!روی نظر بدهید یک کلیک کنید و هر چی میتونید دیگران رو راهنمایی کنید.موفق باشید.
آقا یکی از دوستان که نظرشان را گذاشته اند حرف جالبی زده اند که حتما خیلی از ما با اون روبرو شده ایم :
چرا میگن رشته صنایع رشته گلابی و راحتیه؟؟اصلا این به سوال قبلی من در چند پست قبل ربط داره؟واقعا تصور راحت بودن این رشته است که داوطلبان زیادی از رشته های دیگه در آزمون ارشد صنایع شرکت میکنند؟برای رفع این تصور غلط چی کار باید کرد؟تاحالا به این فکر کردید؟خیلی چیز مهمیه ها !!
یعنی هر کی از این سوال راحت رد بشه یعنی اصلا به فکر آینده شغلی خودش نیست هر چند که شاغل باشه!پس روش فکر کنید.
برای امروز ۳ تا مقاله مربوط به کنترل موجودی رو قرار دادم که میتونید از لینک زیر دانلودشون کنید.
موفق باشید.
از لینک زیر مقالات رو دانلود کنید.
موفق باشید.
وجود درآمدهای قابل توجه حاصل از صدور نفت در ایران که برای هزینه شدن در اختیار دولت قرار گرفته، منجر به ایجاد ساختاری شده است که بیشتر به صورت یک شبکه توزیع درآمد عمل میکند تا یک فرآیند تولید درآمد. این ساختار که کم و بیش در کل نظام اقتصادی- اجتماعی کشور دیده میشود، بتدریج همراه با افزایش درآمدهای نفتی در قالب ایجاد بنگاههای عمومی در بخش صنعت نیز شکل گرفته است. این حرکت پس از وقوع انقلاب اسلامی با موج ملی شدن بسیاری از صنایع همراه شد و منجر به حضور گسترده بخش عمومی در بازارهای صنعتی کشور گردید. بطوری که همواره سهم عمدهای از فعالیتهای صنعتی در اختیار بنگاههای عمومی فعال در این بخش بوده است.
گستردگی فعالیت اینگونه بنگاهها که تحت عنوان شرکتها و مؤسسات دولتی در اقتصاد ایران فعالیت میکنند، بهگونهای بوده است که عملکرد کلان اقتصاد کشور را نیز تحت تأثیر قرار دادهاند. به عنوان مثال، بدهی شرکتها و مؤسسات دولتی به سیستم بانکی، یکی از عوامل اصلی در بسط پایه پولی و به تبع آن ایجاد تورم در اقتصاد ایران بوده است. از طرفی حضور و فعالیت بنگاههای عمومی در بازارهای صنعتی همراه با اعمال سیاستهای حمایتی که عمدتاً در قالب سیاستهای جایگزینی واردات و به نیت خودکفایی انجام شده است، منجر به ایجاد ساختاری انحصاری و متمرکز در اکثر بازارهای صنعتی کشور از جمله بازار خودرو شده است.
قدرت انحصاری موجود در این بازارها که در سایه اعمال سیاستهای حمایتی دولت، همواره بازار داخلی را بصورت تضمین شده در اختیار داشته، با نگاهی صرفاً دروننگر، همواره به دنبال کسب منابع حمایتی بیشتر بوده است. فضای حمایتی بیقید و شرطی که در اقتصاد ایران وجود داشته، منجر به ایجاد ساختاری وابسته در بخش صنعت شده است که بدون توجه به تحولات بازارهای جهانی، به حضور خود در نظام اقتصادی کشور همواره به عنوان صنایع نوزاد میاندیشد. تحت این شرایط، بخش صنعت به یک شبکه توزیع درآمد برای هزینه شدن درآمدهای نفتی و اعتباری کشور تبدیل شده که بروز انواع فعالیتهای رانتجویانه را نیز به دنبال داشته است.
با بررسی حجم منابع هدایت شده به بخش صنعت میتوان به جذابیت این بخش برای گروههایی که قصد رانتجویی دارند پیبرد. منافع حاصل از فعالیتهای رانتجویانه باعث میشود که در حل مسأله بهینه سازی برای فرآیند تولید، امکان دستیابی به این گونه منافع و مقدار آن نقش تعیینکنندهای داشته باشد. از اینرو میتوان انتظار داشت در چنین ساختاری، ارتقای کیفیت، نوآوری، مشتریمداری، کاهش هزینه های تولید و کلاً مفاهیم مرتبط با رقابت در بازارهای رقابتی جای خود را به فعالیتهای رانتجویانه بدهند. بررسیها نشان میدهد که ارزش رانتهای ایجاد شده در مراحل بهرهبرداری بخش صنعت معادل حدود 14 درصد از تولید بخش مزبور است**.
وجود انحصار در بازار فروش محصولات و خرید عوامل از دو جهت باعث ضربه به بخش صنعت گردیده است. اول آنکه بنگاههای انحصاری به دلیل اینکه رقیب در بازار محصول ندارند کالاهای با کیفیت نامناسب را با قیمت بالا به فروش می رسانند و سود انحصاری کسب نموده و دلیلی برای ارتقای بهرهوری و بهبود کیفیت احساس نمیکنند. از طرف دیگر بنگاههایی که در بازار خرید عوامل، انحصار دارند معمولاً خریدار عوامل واسطه ای از بنگاههای کوچکتری هستند که کالاهای واسطهای تولید میکنند. بنگاههای بزرگ با قدرت انحصاری خود معمولاً کمترین قیمت ممکن را برای خرید محصولات به بنگاههای کوچک پرداخت میکنند و امکان رشد بنگاههای کوچک را از آنها سلب میکنند.
در مطالعات تجربی برای قضاوت راجع به درجه رقابت و انحصار در هر صنعت، معمولاً از مفهوم تمرکز استفاده میشود. محاسبه میزان تمرکز صنعت خودروی ایران برای سالهای 1375 و 1378 براساس شاخص تمرکز هرفیندال- هیرشمن نشان می دهد که صنعت خودروی کشور، براساس میزان فروش و ارزش افزوده، صنعتی با درجه تمرکز بالا و براساس اشتغال، صنعتی نسبتاً متمرکز میباشد. همچنین میزان تمرکز طی سالهای 1375 تا 1378 برخلاف روند جهانی، افزایش نیز یافته است.
|
شاخص تمرکز هرفیندال - هیرشمن | |||
|
|
|
|
سال |
|
1000 |
1829 |
2513 |
1375 |
|
1142 |
2038 |
2535 |
1378 |
صنعت رقابتی کارآیی و تخصیص بهتر منابع را تضمین مینماید، در حالی که با انحصاری شدن صنعت، تولید کاهش و قیمت افزایش مییابد و تخصیص منابع با اخلال مواجه میشود و رفاه اجتماعی از میزان مطلوب فاصله میگیرد. لذا شکاف بین قیمت و هزینه نهایی و اخلال در تخصیص منابع و کاهش رفاه اجتماعی مهمترین اثرات اخلالی انحصار میباشند.
از نظر اقتصادی رفاه جامعه برابر است با مجموع دو مفهوم مازاد تولیدکننده و مازاد مصرفکننده و برای محاسبه آن مدلهای مختلفی مانند مدل هاربرگر، مدل پوزنر و مدل کالین-مولر وجود دارد. هر کدام از این مدلها با انجام یک سری فروض، تخمینهای مختلفی از هزینه های رفاهی انحصار ارایه میکنند. ولی در حالت کلی، شاخص هاربرگر یک تخمین دست پایین، شاخص کالین- مولر یک تخمین دست بالا و شاخص پوزنر یک تخمین متوسط از هزینه رفاهی انحصار به حساب میآید.
براساس محاسبات انجام شده، میزان هزینه رفاهی انحصار براساس شاخص هاربرگر برای سال 1375 معادل 0.9% ارزش افزوده بخش صنعت و 0.96% تولید ناخالص ملی و برای سال 1378 معادل 1.9% ارزش افزوده بخش صنعت و 0.25% تولید ناخالص ملی بوده است. همچنین براساس شاخص پوزنر برای سال 1375 معادل 4.2% ارزش افزوده بخش صنعت و 0.82% تولید ناخالص ملی و برای سال 1378 معادل 8.88% ارزش افزوده بخش صنعت و 1.17% تولید ناخالص ملی بوده است. براساس شاخص کالین-مولر نیز که تخمین دست بالایی از هزینه انحصار است، برای سالهای 75 و 78 به ترتیب معادل 4.82% و 10.5% ارزش افزوده بخش صنعت و 0.96% و 1.4% تولید ناخالص ملی محاسبه شده است.
|
میزان شاخصهای انحصار برای بنگاههای صنعت خودرو | ||||||
|
1378 |
1375 |
شاخص انحصار | ||||
|
درصد از ارزش افزوده بخش صنعت |
درصد از تولید ناخالص داخلی |
میزان هزینه انحصار (میلیون ریال) |
درصد از ارزش افزوده بخش صنعت |
درصد از تولید ناخالص داخلی |
میزان هزینه انحصار (میلیون ریال) | |
|
929/1% |
2538/0% |
1.078.364 |
905/0% |
1808/0% |
433.373 |
هاربرگر |
|
876/8% |
168/1% |
4.963.278 |
12/4% |
823/0% |
1.973.331 |
پوزنر |
|
512/10% |
383/1% |
5.877.793 |
824/4% |
964/0% |
2.310.212 |
کالین- مولر |
همچنین از زاویه دیگری هم میتوان وضعیت صنعت خودرو را بررسی کرد. بدین صورت که مشخص شود تعداد محدودی بنگاه انحصاری در این صنعت چه درصدی از این هزینه رفاهی را به خود اختصاص میدهند. بررسی ها نشان میدهد که تعداد محدودی بنگاه سهم بالایی از هزینه رفاهی انحصار در صنعت خودرو را به خود اختصاص دادهاند. بطوریکه 5 بنگاه برتر در این صنعت در سال 75 و 78 درحالیکه به ترتیب معادل 70.3% و 65.14% ارزش افزوده بخش صنعت را به خود اختصاص دادهاند براساس شاخص هاربرگر به ترتیب معادل 57.37% و 64.21%، براساس شاخص پوزنر به ترتیب معادل 68% و 70.41% و براساس شاخص کلین-مولر به ترتیب معادل 71.25% و 59.45% از سهم هزینه رفاهی انحصار در صنعت خودرو را به خود اختصاص میدهند. این بدین معنی است که تعداد معدودی بنگاه در این صنعت، به نسبت سهم زیادی که از ارزش افزوده این صنعت دارند، سهم زیادی نیز در هزینه رفاهی این صنعت دارند.
|
سهم 5 بنگاه انحصاری بزرگ از هزینه رفاهی انحصار | ||||
|
1378 |
1375 |
شاخص انحصار | ||
|
درصد از هزینه رفاهی |
درصد از ارزش افزوده |
درصد از هزینه رفاهی |
درصد از ارزش افزوده | |
|
21/64% |
14/65% |
37/57% |
3/70% |
هاربرگر |
|
41/70% |
14/65% |
99/67% |
3/70% |
پوزنر |
|
45/59% |
14/65% |
25/71% |
3/70% |
کالین- مولر |
مجموع این نتایج نشاندهنده این موضوع است که علی رغم حرکت اقتصاد بین الملل به سمت بازار رقابتی، متأسفانه صنعت خودروی ما حرکتی معکوس داشته و به سمت انحصار بیشتر و کاهش رفاه جامعه حرکت کرده است. لذا به نظر میرسد که تصمیم گیرندگان کلان کشور باید توجه بیشتری به این موضوع نمایند. بدین منظور تصویب قانون ضدانحصار در کشور، کاهش تعرفه های وارداتی و حرکت به سمت تعامل با بازارهای جهانی میتواند راهگشا باشد.
* سعیدی، حمید. 1384. برآورد هزینه رفاهی انحصار در صنعت خودروی ایران، پایاننامه کارشناسی ارشد مهندسی سیستمهای اقتصادی- اجتماعی، مؤسسه عالی آموزش و پژوهش مدیریت و برنامهریزی
** نیلی، مسعود، و همکاران. 1382. خلاصه مطالعات طرح استراتژی توسعه صنعتی کشور. تهران: انتشارات دانشگاه صنعتی شریف، مؤسسه انتشارات علمی
